درنگ های نابهنگام

پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٤

حکم اعدام مجدد برای فاطمه حقيقت پژوه

ذهنم روی سفيد کاغذ دو دو می زند،تمرکزی بر روی آنچه برای نوشتن به ذهنم می رسد ندارم،دوباره تيتر را می خوانم : ((حکم اعدام مجدد برای زن متهم به قتل))

روز زن در سالن ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مستندی بانام ((ماده ۶۱)) به کارگردانی مهوش شيخ الاسلام به نمايش درآمد.بر اساس اين ماده از قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران هر کس که برای دفاع از جان،آزادی تن و ناموس خود مرتکب قتل شود شامل حکم قصاص نمی شود.
فيلم واقعيت زندگی ۴زنی را به تصوير کشيد که مصداق عينی اين قانون بودند.زنانی که در دفاع از جان،ناموس و آزادی تن خود مرتکب قتل شده بودند و حکم دستگاه قضايی آنان را محکوم به قصاص کرده بود!؟.فاطمه حقيقت پژوه يکی از اين ۴زن بود.

فاطمه نيمه های شب با سر و صدای يک زن از خواب بيدار می شود،بدنبال صدا از پنجره بيرون را نگاه می کند ، ”صدا از بيرون  خانه نبود“ ، نوری از اتاق دخترش بيرون آمده بود.در را باز می کند و با صحنه ای غير قابل تحمل روبرو می شود : ”او در حال تعرض به دخترم بود“ . با او درگير می شود و از اتاق بيرونش می کشد.اما مرد دوباره به سمت اتاق حمله ور می شود.زهرا در اتاق را قفل می کند : ”در اتاق خواب او شروع به حرف زدن با من کرد.می گفت : می دانم که من را دوست داری و خودت در را باز می کنی.حالت عادی نداشتم.گفتم : اگر يکبار ديگر اين حرف را بزنی تو را می کشم.خنديد و گفت : نمی توانی.نمی دانم يک روسرس از کجا پيدا کردم و دور گردنش پيچيدم.او می خنديد و من را مسخره می کرد.“ فاطمه دست از فشار دادن بر می دارد.مرد دوباره حرف هايش را تکرار می کند : ”ديدی نتوانستی!.در را باز کن.قول می دهم کس ديگری بغير از خودم به او نزديک نشود“.اين بار فاطمه روسری را محکم تر فشار می دهد و اين فشار بی اختيار ۲۰ دقيقه ای طول می کشد.مرد مرده است.
فاطمه تا صبح بالای جسد مرد گريه می کند.۴۸ ساعت طول می کشد تا جسد را تکه تکه کند و از خانه بيرون برد.
روز بعد فاطمه اسباب کشی می کند و به مشهد می رود.سرانجام فاطمه در جريان تحقيقات پليس برای يافتن شوهر صيغه ای اش،خود به قتل همسر صيغه ای اش اعتراف می کند.
فاطمه تنها يکبار در بهار سال ۸۱ توسط قاضی کوه کهره ای محاکمه و در همان يک جلسه محکوم به اعدام می شود.علی رقم امکان درخواست تجديد نظر،فاطمه از اين کار صرف نظر می کند!؟.
زهرا و خواهر کوچکترش که اکنون برای گذران زندگی از صبح تا دير وقت در خانه مادربزرگ سبزی پاک می کنند به مراجع قضايی مختلفی مراجعه می کنند اما نتيجه ای حاصل نمی شود.دست آخر زهرا برای سومين بار نامه ای به شاهرودی،رياست قوه قضاييه می نويسد و در آن درد حال خود و مادرش را برای ايشان شرح می دهد و طلب تجديد نظر در حکم صادره را می کند.
به گزارش همشهری،۲۲ مهرماه سال ۸۳ زمانی که فاطمه حقيقت پژوه،۳۷ ساله،متهم به قتل عمدی همسر صيغه ای اش با گام های لرزان به سمت جوبه دار می رفت،مامور زندان دوان دوان خود را به محوطه زندان می رساند و دستور رياست قوه قضاييه را به مامور اجرای حکم ابلاغ می کند : ”اجرای حکم اعدام تا بررسی مجدد پرونده متوقف شده بود“
فاطمه نامه ای به زهرا می نويسد و از لحظات قبل از اعدام برای زهرا می گويد : ”پاهايم سست شده بود.من سومين اعدامی بودم.اولين اعدامی را بردند.صدای شيون خانواده ها در محوطه پيچيده بود.کفش هايم را در آوردم.دومين اعدامی را هم بردند.دو خانم چادری بالای سر جنازه ها قران می خواندند.نوبت من شد.از ماشين پياده شدم.پاهايم توان حرکت نداشت.جنازه ها را که در آمبولانس ديدم ديگر نتوانستنم حرکت کنم که مامور آمد و خبر توقف حکم را داد...“.غربت در کلماتش و اشک در چشمانم موج می زد.
پرونده فاطمه برای بررسی مجدد به شعبه دو ديوان عالی کشور ارسال می شود.بنابر گزارش همشهری مورخ ۲۴ اسفند ۸۴،قضات اين شعبه پس از بررسی مجدد اين پرونده بار ديگر حکم اعدام فاطمه را صادر کردند.

ماده ۶۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران: هر کس که برای دفاع از جان،آزادی تن و ناموس خود مرتکب قتل شود شامل حکم قصاص نمی شود.

                      

بابک فرح زاد

تناسخ

[ HOME | ARCHIVE | EMAIL ]


BLOGGERS
عباس معروفی :: یداله رویایی:: رضا قاسمی :: اقلیما دختر آدم :: فلسفه در اتاق خواب :: شب دلتنگی :: :: اکنون میان دو هیچ :: ماه کولی :: اوهام محرمانه
  یک زن یک حس یک نقطه
:: :: خوابگرد-سید رضا شکراللهی : آرتومیس :: :: احمد پوري
::
کدامین سو :: :: تفاله :: سیب نوشت :: مکتوب :: یه شب مهتاب :: :: رادیو زمانه :: its my goodooish life :: Ranitidine

Designed by : BABAK.FARAHZADz