تاول

تمنا می کند جسمم تو را         
من تو را می خواهم،توِ،مرا
بوده تقدیر اما از اول این چنین
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

پی.نوشت ) : تکه ی بالا را با حسین صفا که تقسیم می کنم،شعر پایین را برایم می نویسد که اگر خدا و بعدش هم حسین ببخشد می خواهم بی اجازه با شما قسمتش کنم.

سفید می رسد به تن
تن به گشنگی
تاول از تو می شود
تکه تکه های من

تن به تو
پا نبست
پشت سنگ سنگ فاصله
دست من کجا
دست تو کجا

/ 3 نظر / 8 بازدید
زهره

تو را من در تابش فروتن این چراغ می بینم آن جا که تویی، مرا تو در ظلمتکده ی ویران سرای من در می یابی این جا که من ام

کاوه

این تقدیر دمار آدم رو در می‌آره!