نشانه ها

تلفن زنگ می خورد و من مجبور می شوم برای نعمت برخورداری از یک مکالمه شفاف جایی حدود 1 متری عمق زمین محل کارمان مسافت طاقت فرسای ده متری را طی کنم.بعد از تحمل این همه سختی از آن طرف تلفن صدایی با لحنی جدی می آید که :
الو.......اصغر؟!....خودتی؟
من هم جواب می دهم که اشتباه گرفتین و در حین پاسخگویی به مسیر پیش رو برای بازگشت نگاه می کنم.هنوز جاگیر نشده دوباره همان شماره زنگ می زند.
آقا من می دونم اصغر اونجاست.گوشی رو بدین بهش.من می خوام باهاش صحبت کنم.
بعد کمی مکث می کند و می زند زیر خنده.که بابک جون منم مهدیار.دوباره کمی مکث می کند و شروع می کند به دادن نشانه :
 بابا اون توپ بسکتبال که کوبیدم تو سرت و مگه یادت رفته.راکت تنیس که باهاش زدم رو مچت.یادت آمد؟.بابا هروقت میامدی خونمون با هم می رفتیم زیرزمین من سیگار بکشم.شناختی ؟ اصلن معلوم هست کجایی بی معرفت؟بعد از این همه سال بازم من ، تو که اصلا انگار نه انگار.
با نشانه هایی که داد همه فرصت را از من برای انکار از پایه و اساس وجود هرگونه رابطه ای گرفته بود.انگار از قبل برنامه ریزی داشت.حالا برای گفتن اینکه اشتباه گرفتین یا ما اینجا اصغر نداریم یا اقا مزاحم نشین ،خیلی دیر شده بود.شروع کرده بودم به ردو بدل کردن یک مکالمه با تعارفات از پیش معلوم و داشتم به عواقب دردناک برقراری رابطه پیش رو فکر می کردم .



/ 1 نظر / 14 بازدید
میهن کرک

سلام خداییش سایت خوبی داری. یه سر به من بزن تا با هم تبادل لینک کنیم. نظر یادت نره.منظرتم. http://mihancrack.ir