سنگ هوشنگ

من می روم و دنیا می ماند
نه او مرا؛من او را
با این لجی که آسمانش با من داشت :
هر جا آبی ؛ همه جا آبی.

 

 

پای پیاده و بیابان را در بالای سنگ بکنند.و پایین تر چند تا کلمه ی همین،همین،همین با خط شکسته ی تزیینی بتراشنند.به طوری که با  ه دو چشم درشت نگاه کند،که برای هموشنگ،بادیه اول دنیا بود،و اول دنیا سمت نداشت.سمتی به سمت خودش داشت که ابتدای دایره بود.
اشیاء داخل نرده : پیپ کوچک،استکان کوچک،یک چرخ سیمی،شن.

 

هفتاد سنگ قبر
یدالله رویایی
[دفتر شعر 1360 تا 1370]

/ 0 نظر / 2 بازدید