گره

خودم را می پیچم و تو را دچار می شوم
لرز این روزها را تاب _ من می شوی
تا تو را سراسیمه که بالا می روم بودن هامان کمی رنگ به کهنگی بیاساید
حالمان را که جمع شوی
تو را به شب بو ها بغل می زنم 
شاید 
مادام _ من  کور شوی تنگاتنگ.

/ 4 نظر / 5 بازدید
اتاق زیر شیروانی

مدتهاست که گم شده بودم لابه لای این روزهای احمقانه.برگشتم تا شاید باری دیگر آرام گیر بین کسانی که قدم بر زمین نمیگذارند و آسمانی هم نیستند. مثل همیشه بی نظیر می نویسید.چقدر خوشحالم که باز هم اینجام.

گلی

لیلا

سلام . منظور از این پیچیدن از کدام روشه ؟ ولی من هر جوری که خود مرا بپیچم را بپیچانم باز به خودم می رسم !