بی خط اما عبور

نزد شکوفه باران - ؛ بی تو
درخت کاج کوچه خشکید
شد ؛ جاری ز چشم تو - ؛ من
که هرگزم بی تو - مرگ
که یادم از یادت - رفت
که جای خالیت را
چگونه پر کنم ، شاید؟
نرو ؛ نرو ؛ عزیز جانم
که من به تو بیمارم


پی نوشت ) : هر چه فکر کردم چه می شود کرد برای نوشتن ریتم خطوط بالا چیزی به ذهنم نیامد.اگر کم است و در اندازه نیست به بودن و حضورتان ببخشید م.این روزهایم طورش جور دیگری می گذرد که هرچه هم می کنم تغییرش از عهده من خارج است.شاید روزی هرچه گذشت را نوشتم.حالا اما گاهی هم که می نویسم،نوشته ها را می سپارم به عبور و جا می گذارمشان انتهای یک کوچه ی بن بست و رو می گیرم از پلاک کوچه.راست می گوید گلناز:لعنتی، مثل سیگار است. نباید بپرسی چند وقت است که در ترکی. باید بپرسی چند وقت است که خماری. لعنتی، نوشتن را می گویم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
گودو

آسمان مال ماست بابک قول می دم ...

گلی

گه شده ام