کیفت کوک.سازم ناسور

چرخش زمان گاهی آنقدر گذارش سریع می شود که حتی فرصت تامل را هم از من می گیرد.باید میان رفتن و ماندن،یا درگیر احساست باشی،یا خودت را از خودت جدا کنی و با عقلت بسنجی.کارزاری که همیشگی میدانش برای من پر از دلهره می شود و من همیشگی همواره هایم مغلوب بوده است.مغلوب بوده ام میان گریز از ایستایی هرآنچه به آن وابسته-ام.میان دلبستگی هایم تا آمال و آلامم.و من همیشگی هایم زیر هجوم چیزی می رود که زمان را سرعت می دهد و دوار می گیرد حضورم و تا من گم شود فرصت هایم از دست رفته است.رسوم دنیا باب دندان کمتر کسی است،طبع نامرد پسند می خواهد تا بابش باب شود و کیفش کوک.برای من اما سازش همیشه ناکوک بوده است و زخمش ناسور.

/ 0 نظر / 4 بازدید