امید آمدن لغتی

آنچه زبان می خورد
همیشه همان چیزی ست
که زبان را می خورد
امید آمدن لغتی
لغتی که نمی آید

تو آنسوتر آنجاتر
برابر من ایستاده ای
برابر با من
و چهره ام
چیزی به آینه ار من نمی دهد

چیزی از آینه در من می کاهد
و انتظار صخره سرخ
نوک زبان تو امید آمدن لغتی است
لغتی که نمی آید

در جستجوی آن لغت تنها
یداله رویایی
شعرها ١٣۴٧-١٣٨٧
انتشارات کاروان،١٣٨٧

- وصف این روزها را به سختی سیمان و انجماد تکرار می کوبم.تکرار می شوم و می شوم همان حسرتی که آه می کشد گاهی وجودم را.
دلم را به خواندن پناه می دهم.

/ 0 نظر / 4 بازدید