دیوانگی در بروکلین

اگر آن مرد معتاد هیجان زده که لکنت داشت در شب سرد ژانویه در تقاطع خیابان چهارم و بلوار،هفت تیر بر شقیقه اش نگذاشته بود،خدا می داند این وضع چقدر طول می کشید.اما تام آخر همه چیز را فهمید و فردا صبح به کتابخانه رفت و به هری گفت که پیشنهادش را می پذیرد.دیگر نمی خواست راننده ی تاکسی باشد.

دیوانگی در بروکلین
پل استر
خجسته کیهان
نشر افق

/ 0 نظر / 5 بازدید